انسان مجهولی است که تا حل نشو د هیچ اندیشه ای رشد نخواهد کرد.(حجت الاسلام نیازی)
سه‌شنبه 24 مرداد 1391 :: 22:06 :: نويسنده : eed

نقد علم بومی!

در سطح تئوریک یکی از بنیادی ترین مسائل کشور در طرز تلقی ای ااست که از "علم بومی" و به طور کلی از بومی شدن و بومی بودن وجود دارد. معتقدم اگر اتفاقی در این مساله بنیادی  رخ دهد یا یک راهکار کلان نظری حاصل شود سایر مسائل و خرده مشکل ها در اطراف این مساله محوری دور خواهد زد و آن گاه مشکلی در سایر حوزه ها نخواهیم داشت. استاد ملکیان در سایت نیلوفر در ذیل " مفهوم علم بومی خطاست" سخنرانی کرده است. تفصیل مطلب را در آنجا مطالعه کنید. ایشان از دو جنبه نظری( معرفت شناختی صرف) و عملی( اخلاقی) سخن گفته است. و ازسه مفهوم " موضوع گزینی"٬( مساله خاصی برای حل یا برای رفع مشکل عملی خاصی گزینش می شود) "فراورده درآیی"( مرحله در آمدن به فرایند علم و مشغول شدن مطالعه و تحقیق علمی شدن. مرحله که ما از جنبه ناظر بیرون می آییم و به جنبه عامل در می آییم) و "فرآورده بینی"( یعنی فراورده مطالعات و تحقیقات مورد توجه قرار می گیرد و فراورده محصول فرایندی است که دانشمندان بر آن فعال بوده اند) استفاده می کند تا نشان دهد که علم به معنای نوعی دیسیپلین و روش و نه ساینس هیچ کدام از این سه قسم قابل دفاع نیست.

 


 

بحث استاد ملکیان از منظری بین رشته ای و ترکیبی از الاهیات و جامعه شناسی و تاریخ و معرفت شناسی و روش شناسی است. نکته ای که مایلم اضافه کنم این است که اساسا بحث از بومی شدن در حیطه کار کدام رشته و تخصص های علمی است؟ آیا اصلا بحث از بومی شدن و بومی گرایی بایست در حوزه خاصی از رشته و روش ها باشد؟ 

به نظرم هر چه باشد درک اجتماعی از بومی شدن و بومی بودن مهمترین مسیری است که می توان به حل و فصل این موضوع کمک کرد. بومی شدن و بومی بودن به درکی از هویت فردی و اجتماعی و سرزمینی و فرهنگی بر می گردد که ایرانی بودن را بازتعریف می کند. 

به نظر شما اگر " ایرانی بودن" را در متن همه این طرز تلقی ها قرار دهیم یک طرز تلقی ی عام و فراگیری پیدا خواهد شد؟؟!   


موضوعات مرتبط: نقد علوم تجربی

 

💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران