|
انسان مجهولی است که تا حل نشو د هیچ اندیشه ای رشد نخواهد کرد.(حجت الاسلام نیازی) درباره وبلاگ پایگاه اطلاع رسانی انسان ادامه دارد زیر نظر حجت الاسلام ابوسعید نیازی هشترودی با همکاری جمعی از نیروهای فکری حوزوی و دانشگاهی با ماهیت مهندسی فکر در فضای مجازی اعلام موجودیت می نماید. التماس دعا آخرین مطالب
آرشيو وبلاگ نويسندگان جمعه 22 اردیبهشت 1391 :: 00:05 :: نويسنده : eed
خورشید عشق خورشید زسودای رخت محو جمال است دل باخته دل، شیفته ی آن خط و خال است
لب های ترک خورده به امید وصال است
دستی به دلم نه که ببینی به چه حال است
چون طور تجلی بکند فرض محال است کافی ست به ما دولت پاینده ی عشقت ما را به نیازی به غم مال و منال است
در مکتب تو جان پی تحصیل کمال است
شب نشین
ای ماه بی نشانم در آسمان آبی بر پا شده ز عشقت در سینه التهابی
شاید دمی ببینم در آسمان شهابی
سر میرسد شبی که بینم تو را به خوابی
در بوستان هستی خوشبوترین گلابی
افسوس
در مستی چشمان تو گم گشت جوانی اکنون دگر آواره ام و نیست توانی
آخر چه بگویم که تو از عشق چه دانی
افسوس که گفتم تو چنینی و چنانی
من باختم اندر پی تو جان گرانی
کی چرخ فلک داده به من لحظه امانی
ای دوست
عمر یست دوانم پی سودای تو ای دوست دل می برد آن دیده ی شهلا ی تو ای دوست
من مشتری ام بر لب حمرای تو ای دوست
مبهوتم از آن صورت زیبای تو ای دوست
جان را رمقی نیست ز غوغای تو ای دوست
در دل نبود غیر تمنای تو ای دوست
من منتظرم بر شب و رویای تو ای دوست عطر طراوت
ای مشتری بی بدل قصر صداقت ای لذت و شیرینی پنهان عبادت
بر گلشن پژمرده توئی عطر طراوت
آواره ی دهرند لنیمان ز حسادت
مجنون تو گشتن بودم عین سعادت
لطفی ز حضورت بشود کسب شرافت
از ما قدمی و ز تو امید عنایت
آذرخش
در رگ غیرت مردان خدا غوغا کرد جنبشی در دل غفلت زده ها بر پا کرد
شرف خفته ی ما را حرکت اهدا کرد در دل مرده دلان زنده کنان معنا کرد بوی گل، گلشن آفت زده را احیا کرد باغبان هم هدف بلبل ما امضاء کرد باز تکرار نمودیم چه ها موسی کرد پیر دنیا زده را با نفسش برنا کرد بوسه برعشق امسال ز سرمای هوا یخ زده دلها ما را چه غم از رونق گرمای وجودت لب ها همه آماده ی اجرای سرودت دل بی سر و پا منتظر دوز فرودت
ما را گله ای نیست ز اسرار صعودت بردار و بینداز به تسبیح جنودت آن دم که به ما هم برسد شعله ی جودت
موضوعات
پيوندها |
|||
|
|