|
انسان مجهولی است که تا حل نشو د هیچ اندیشه ای رشد نخواهد کرد.(حجت الاسلام نیازی) درباره وبلاگ پایگاه اطلاع رسانی انسان ادامه دارد زیر نظر حجت الاسلام ابوسعید نیازی هشترودی با همکاری جمعی از نیروهای فکری حوزوی و دانشگاهی با ماهیت مهندسی فکر در فضای مجازی اعلام موجودیت می نماید. التماس دعا آخرین مطالب
آرشيو وبلاگ نويسندگان چهارشنبه 11 مرداد 1391 :: 19:00 :: نويسنده : eed
به بهانه ی ورود "پرسه در مه" به شبکه ی نمایش خانگی لینک نقدم در سایت منتقد http://www.montaghed.ir/Show.asp?ArticleID=1287 :: پرهام موسوی :: سایت منتقد: «پرسه در مه» روایت زندگی یک روشنفکر امروزی ست
بازیگران فیلم هر چه قدر هم خوب بازی کنند ولی وقتی شخصیت پردازی ها ضعیف باشد مخاطبان نمی توانند با شخصیت ها همزاد پنداری کنند . شخصیت پردازی این فیلم بسیار مقوا است . نه گذشته ای از آن ها می دانیم و نه از خانواده شان چیزی می دانیم و نه دردشان را می فهمیم . و هیچ کنش و واکنشی بین شخصیت ها ایجاد نمی شود . ، توکلی بعد از ساخت فیلم اول باید روبه جلو رود اما می بینیم در فیلم دومش یک عقب گرد دارد . پابرهنه در بهشت هم برخلاف پیش بینی ها فیلمی سراسر بی قصه ، بدون دکوپاژ و تدوین است . درد شخصیت اصلی قصه ما که نقشش را شهاب حسینی بازی می کند دغدغه مند نمی شود . و حرف هایش تکراریست . حتی دردش هم تکراری است و کلیشه ای . کارگردان هیچ اشاره ای به این نمی کند که چرا امین سرش سوت می کشد؟ و نمی تواند دیگر کاری که روزی عاشقش بوده انجام دهد ؟. پاسخ این سوال ها را به ما نمی دهد اما با این حال می توان حدس هایی زد . یک تومور در سر امین قصه ی ما نهفته است و زن او که نقشش را لیلا حاتمی بازی می کند با دکتر امین صحبت هایی کرده است و دکتر هم پیشنهاد داده است قرص هایش را در چایش حل کند تا متوجه بیماری اش نشود . . بگذارید از بحث مان کمی تا اندازه ای فاصله بگیریم و به شخصیت رویا در این فیلم بپردازیم ، چیزی از گذشته او نمی دانیم و سکانس اولیه فیلم که با مونولوگ شهاب حسینی آغاز می شود و می گوید من رویا را در خیالم باور می کنم ، و بعد رویا را در یک تئاتر خیالی می بینیم . پس با این دیالوگ متوجه خواهیم شد که شخصیت رویا یک شخصیت خیالی و ساخته شده به دست ذهن امین است . شخصیت رویا خیال روزهای در حال کما امین باشد . چون اگر نگاهی بیندازیم به علت کما رفتن ، امین ، متوجه خواهیم شد که رویا هیچ نقشی در زندگی او نداشته است . برای اطمینان بیشتر به این قضیه علت مرگ کما رفتن امین را مرور خواهیم کرد . امین در سکانس های پایانی فیلم اشاره به کارگران معدنی می کند که به خاطر شدت کار زیاد به پیش آن ها می رود و در آخر در یک روز که بعضی از معدنچی ها در تونل می مانند و امین و بقیه معدنچی ها به کمک آن ها می روند و به تونل وارد می شوند و تونل ریزش می کند . و امین به کما می رود . این علت را از زبان امین قصه ، می شنویم ، امینی که در سکانس های اولیه می گوید من الان تو کمام ، دلیلش را نمی دانم ، نمی دانم به چه دلیل اینجام !!!! اما در سکانس های پایانی قضیه کما رفتنش را تعریف می کند و ما با یک جور تناقض در فیلم طرف هستیم . موضوعات
پيوندها |
||||||
|
|